تبليغاتX
پرم از تنهایی نمناک غربت - آواره تر از آن آوازه خوان بودم!

دیروز ...

تک تک جاده ها را

تنها...

تا رسیدن به اسکله ی چوبی

به یاد معصومیت ...

نگاه اولت در عالمی

به دور از نگاه همه ی...

آدمک ها به اشک هایم

گذراندم...

شاپری ...

صدای قدم های من

روی مسیر چوبی اسکله...

صدای پرنده های مرداب

آوازه خوان آواره ی آن هوالی

...

ساحل...دریا...

ویرانم کرد!

 

پ.ن*می سوزونه ه قلبو ...

طعم تلخ بعضی حرفا

+ 87/01/03لحظه ی دلتنگی 16:42 حرف دل آن شرلی...! |

×من تنها رهگذری
×در دیار رسوایی و
×عابری از
×کوچه پس کوچه های
×مه آلودابهامم.
×من از "سفر"
×هیچ نمی دانم و
×هر وقت می گویند
×"سفر" بی اختیار
×به یاد تو می افتم
×و تو برای دلم
×آشنایی نه غریبی
×دلتنگی هایم
×تمام نمی شوند
×و تو هیچ گاه
×از من دور نمیشوی

Home
Email
Night Skin