تبليغاتX
پرم از تنهایی نمناک غربت - خدایا...

کنج این اتاقکم دارم

لحظه به لحظه با خاطره هات

سر می کنم

تن پوشمو تو تنم پاره می کنم

لحظه به لحظه به قلب تو

فک می کنم...

دیگه سردم نمی شه

خون دستام می چکه روی تنم

می نویسم روی قلبم

"چشماتو باز کن"...

دیگه حس نداره جونم...

 

 

+ 86/12/29لحظه ی دلتنگی 13:55 حرف دل آن شرلی...! |

×من تنها رهگذری
×در دیار رسوایی و
×عابری از
×کوچه پس کوچه های
×مه آلودابهامم.
×من از "سفر"
×هیچ نمی دانم و
×هر وقت می گویند
×"سفر" بی اختیار
×به یاد تو می افتم
×و تو برای دلم
×آشنایی نه غریبی
×دلتنگی هایم
×تمام نمی شوند
×و تو هیچ گاه
×از من دور نمیشوی

Home
Email
Night Skin