دیروز دم دمایه اذان مغرب
تو یه حال عجیبی....
یه عزیزی زنگ زد
حلالیت می طلبید
می رفت ...می رفت
کربلا................
یا ابا عبدالله الحسین(ع)
دلم بی تاب شد
قبل شنیدن صداش
Sms زده بود که بیداری؟ !!!!!!!! ای..........
این بیداری از اون حرفا بود برام
انگاری از همه دنیا چشامو بسته باشم...
می تونم بگم واس اولین بار تو تموم عمرم
لحظه ی شنیدن هم چین حرفی پر از یه حسی شدم
شاید از جنس حسادت......
دلم پاره پاره........صداش اما یه دنیا آرامش
خوش به حالت
خوش به سعادتت عزیز نازنینم
قولت یادت نره با معرفت لحظه ی دیدار مولا....
قولت یادت نره.......منم سر حرفم هستم
تو هم باورت شه که لایق بودی و هستی
...
یا امیرالمومنین حیدر(ع) هیچی ندارم
امشب جز شرمندگی
جز روسیاهی
جز یه کوله ی پر از گناه
اما شما خیلی چیزا داری
که یکی از اونا لطف و کرامت بی حد و اندازتونه
به بزرگی و جلال اسمتون می خوام بگم که
امشب که مهمون شما می شیم شرمنده امون نکنی
پیش اون یکتای بی همتا...
التماس دعا
یا علی
*************
بیا نگار آشنا شب غمم سحر نما
مرا به نوکری خود شها تو مفتخر نما
شها تو مفتخر نما...
ای گل وفا حسین...
...
زکودکی دلم شده
اسیر و مبتلای تو
خدا کند که جان دهم
به راه کربلای تو...
اگر مرا رها کنی
تو را رها نمی کنم
سرم اگر جدا کنی
چون و چرا نمی کنم
صید نیزه ها حسین
شاه سر جدا حسین
می کشی مرا حسین
سبحانک یا جلیل
تعالیت یا جمیل
اجرنا من النار یا مجیر...
یا الله...یا علی