شاید با همون جدییت روز اول 
شاید با همه حرف تو نگاهم پای گل های مینا...
شاید با حس همه گرمییه دستات...
شاید با تصور چشمایه نازت...
شاید با همون بغض غریب تو شبام...
شایدم با بودن تو ...تو لحظه هام... تا سحر...
یا که خیلی ساده...
همین نزدیکیا بخوام بگم که باید... بری
که باید برم
اما با کدوم شاید بگم؟
اینا هیچ کدومشون رفتن نداره
اینا همشون دوباره دیدن داره
دوباره بودن
دوباره بوسیدن
دوباره داشتن نبض های وجودت
دوباره صدا زدن اسم مقدست...
چه جور بگم؟ ...................
با کدوم شاید؟...................
منو نترسون... 
برای یه برگ زرد
جدا شدن از شاخه
خیلی دوست داشتنیه
هر چند که بهار نزاره....
منو نترسون...!
قصه تمومه عشق من! فاصله رو صدا بزن 
اينجوري خيلي بهتره ، هم واسه تو هم واسه من
قصه تمومه ، عشق من ! بايد من رو جا بذاري
بايد صدام رو تو شب ترانه تنها بذاري
بدون تو سايه ي من تنها نشوني منه
بغض ترانه ساز من کنار تو نمي شکنه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس اين ترانه ، آخرين آواز قو نيست
بايد بري تا بتونم اين شب رو نقاشي کنم
طعم گس نيشاي اين عقرب رو نقاشي کنم
بايد بري ! دوس ندارم شب به تو چپ نگاه کنه
دوس ندارم دستاي شب ، صورتت رو سياه کنه
نه من من ، نه من تو ، تو اين شبا ما نميشه
عشق عظيم ما دوتا ، زير يه سقف جا نميشه
دل سپردن رمز قفل اين حصار تو به تو نيست
با تو بودن بهترينه ! اما ختم جستجو نيست
اونور ديوار شب باش ! تا من از تو ما بسازم
انعکاس اين ترانه ، آخرين آواز قو نيست ...
خداوندا به من آرامش ده 
تا آنچه را که می توانم تغییر دهم.
دلیری ده
تا تغییر دهم آنچه راکه نمی توانم تغییر دهم.
بینش ده تا تفاوت این دو را بدانم
مرا فهم ده...
تا متوقع نباشم
دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند.